تاریخ جهان مملو از شواهدی است که بازگو کننده بدعهدی آمریکا به سایر کشورها است. در این بین پیشینه روابط کشورهای عضو شورای امنیت و بدعهدی آمریکا به آنها میتواند حائز اهمیت باشد. نمونههایی در تاریخ وجود دارد که گویای خیانت آمریکا نسبت به چهار کشور انگلیس، روسیه، فرانسه و چین است. این نمونهها به خوبی نشان میدهد که ایالات متحده هیچ التزامی نسبت به انجام ...
در سالهای پایانی حکومت پهلوی، بسیاری از سیاستمداران قدیمی از مسیر سیاست خارجی کشور ابراز نگرانی میکردند. تقیزاده، که خود از رجال باسابقه ایران بود، این وابستگی نظامی، سیاسی و اقتصادی به آمریکا را بسیار خطرناک میدانست و معتقد بود که این وضعیت نه تنها استقلال نیست، بلکه در نهایت به انقلاب مردم علیه حکومتی که دستنشانده است، منجر خواهد شد
ورود و نقشآفرینی سرجان مک نیل در محاصره هرات نشان میدهد «میانجیگری» انگلیس نه برای حل منازعه، بلکه ابزاری برای تضعیف عملیات نظامی ایران، تقویت حاکم هرات و پیشبرد منافع استعماری لندن در مرزهای شرقی ایران بوده است.
آمریکا در جلسه شورای امنیت سازمان مـلل صراحتاً اعلام داشت که نـفت ایـران یک مـوضوع بـینالمـللی است و بـه هـمین دلیـل قدرتهای جهانی میتوانند در مسائل مربوط به نفت ایران دخالت نمایند...
عدم پرداخت طلب صادرکنندگان آمریکایی در واقع بخشی از یک سیاست عامدانه برای توقف واردات از ایالات متحده بود. چنانکه در تلگرام انگرت آمده است، این سیاست به همراه تشویق صادرات از ایران منجر به مازاد تراز تجاری قابل توجهی برای ایران شد
امیرعباس هویدا علاقه زیادی به اسرائیل داشت. او اسرادئیل را به رسمیت میشناخت و معتقد به برقراری ارتباط نزدیک با اسرائیل بود. این در حالی بود که بسیاری از مردم ایران به دلایل مذهبی با اسرائیل مخالف بودند
روی کار آمدن کارتر با در پیش گرفتن سیاست حقوق بشر و منع فروش تسلیحات نظامی به کشورهای دیکتاتور، باعث نگرانی شاه از آینده خود و حکومتش شد. شاه بر این باور بود که با حمایت مالی از جمهوریخواهان میتواند مانع به قدرت رسیدن دموکراتها گردد و و یا رویهای به مانند سال 40- 41 در پیش گیرد.
اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم و در شهریور 1320 خسارات جبران ناپذیری به تمامی بخشهای دولتی و مدنی ایران وارد کرده بود. گمرک ایران نیز از پیامدهای منفی اشغال ایران مصون نماند و متحمل خسارتهای زیادی شد. بـه دسـت آوردن آمـار و ارقام دقیق از خسارات وارد شده به گمرک به دلیل اینکه کلیه امور مربوط به آن در دست خـود مـتفقین بـود به سادگی میسر نیست. با ...
کنوانسیون وین که طبق آن مستشاران نظامی از حق مصونیت قضایی برخوردار میشدند یکی از جنجالیترین لایحههایی بود که هیچکدام از نخستوزیران شاه حاضر نبودند به آن تن دهند. چنانچه وقتی این طرح در زمان امینی بر سر زبانها افتاد، امینی از مطرح کردن آن در مجلس خودداری کرد
در این سند (متن صفحه ای از كتاب روابط خارجي امريكا ، خاورميانه و آفريقا، جلد 7) درباره اقدام قوام السلطنه به مذاكره با پيشه وري و اصرار شاه به اعزام 3 تيپ از ارتش براي مقابله با پيشه وري، مشاهده می شود.
حرکت توهین آمیز سفرای انگلستان و روسیه در بازنمایی تصویر کنفرانس تهران (1943) در حالی صورت گرفته که دولتهای انگلستان و روسیه با همراهی ایالات متحده در این کنفرانس بدون اطلاع مقامات ایرانی و برخلاف مصالح ملت ایران تصمیمات مهمی گرفتند. بازخوانی این رخداد تاریخی عبرتهای زیادی خواهد داشت.
کندی شاه را مردی ستمکار، حقیر و فاسد میدانست و به قول قاضی ویلیام داگلاس، «بی اعتمادی وی به شاه به اندازهای رسیده بود که درصدد برآمده بود او را وادار به استعفا نماید و برای پسرش تا رسیدن به سن قانونی یک نایب السلطنه بگمارد.»
وابستگی ایران به آمریکا در دوره حکومت محمدرضا شاه به حدی بود که مانع از استقلال عمل کشور در سیاست داخلی و خارجی بود. به گونهای که اگر یکی از مسئولان بلندپایه کشوری تصمیم به انجام اقدامی در عره سیاست خارجی داشت، در وهله اول باید رضایت و موافقت آمریکا را کسب میکرد.
در این سند نیز ساواک به رقابت آمریکا و انگلستان بر سر منافع اقتصادی در ایران اشاره نموده است. در سند آمده است که آقای کوزمین دبیر اول سفارت شوروی به امضای قرارداد نفت با کمپانی کنتینتال اشاره کرد...
به گواه تاریخ محمدرضا پهلوی سلطنت از دست رفته خود را در جریان کودتای 28 مرداد از امریکایی ها هدیه گرفت. فارغ از دلایل امریکا برای ساقط نمودن حکومت مردمی دکتر مصدق، شاه ایران خود را مدیون امریکا می دانست؛ از اینرو بعد از کودتا عملا شاه به متحد استراتزیک امریکا در منطقه تبدیل شد.
وقتی لیندون جانسون معاون جان اف کندی، به جای او به عنوان رئیسجمهور آمریکا روی کار آمد، محمدرضا پهلوی به آمریکا سفر کرد و در آنجا این عبارت را بر سر زبان آورد "دیگر دوره احساس عقده حقارت به پایان رسیده است"
پیدا شدن منابع جدید نفتی و خارجشدن روسیه از شمال ایران، زمینه همکاری نزدیکتر بین ایران و آمریکا را فراهم آورد. بهخصوص آنکه مخالفت صریح آنها با قرارداد ناعادلانه ۱۹۱۹، اعتباری تازه برای آمریکاییان به ارمغان آورد و باعث پیدایش خط سوم در عرصه روابط خارجی ایران شد.
انگلیس برای حل بحران نفتی خود با ایران مراحل مختلفی را طی کرد. این مراحل شامل پیشنهاداتی یکجانبه از سوی خود تا وساطت سازمانها و کشورهای غربی چون آمریکا را شامل میشد. وساطت آمریکا و دخالت این کشور به خصوص بعد از آنکه بیثمر بودن مذاکره و میانجیگری سازمانهای بینالمللی ثابت شد، بیشتر گردید.